تبليغاتX
...از شما چه پنهان

به مدرنیته باور ندارد ماه


به همین دلیل

فقط در روستاها رؤیت می شود 


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 18:4 توسط مصطفی پورنجاتی |


عمری­ ست موهایم را نوازش می­ کند

 

آسمان

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 14:51 توسط مصطفی پورنجاتی |


یک روز خالی می­ شود کیسۀ شب­ها

و قرص خشکیدۀ ماه نیز

                   ـ آخرین نان ـ

میان زمینیان تقسیم می­ شود

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 19:53 توسط مصطفی پورنجاتی |

رادیو می­گفت:

ـ طوفان خطر جانی دارد

و بی­ خبر می­ آید

مراقب باشید

اما چیزی نگفته بود از اینکه

تو را هم با خود می­ آورَد
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 12:6 توسط مصطفی پورنجاتی |

 


گرفتن شیرینی از دست زنبورهای کارگر

مصطفی پورنجاتی

(روی عنوان کلیک کنید)


درباره مجموعه شعر «عاشقانه های یک زنبور کارگر»، سروده جلیل صفربیگی 

منبع: روزنامه روزگار (چهارم تیر ماه 1390)

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 10:53 توسط مصطفی پورنجاتی |


مادر می­گفت: صبور باشید. یخ­ها آب می­شود. شاعر: مرضیه احرامی

و ادامه­اش این نبود آن جا، که:    بله آب می­شود، پایت توی آب سرد     رماتیسم می­گیرد    می­زند به قلبت

جوری که روزی هزار بار آرزو می­کنی      خوش بودی به قندیلی که توی سرت سرازیر شده بود

(و قندیل چقدر شبیه سرِ روان­نویس است. سرش را پایین می­اندازد    خط می­اندازد به صورت پرادو باشد یا پیکان.)

و اگر شاعر بود، حتمن بین رماتیسم و رمانتیسم، جناس برقرار می­کرد

+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 18:7 توسط مصطفی پورنجاتی |

 

دربارۀ «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود» سروده احمدرضا احمدی

پیرمردی گم­شده بر قالیچۀ شعر

مصطفی پورنجاتی

منبع: روزنامه "روزگار" 1390/4/5


شعرهای احمدرضا احمدی، به گمانم محصول امری واحد به نام «تخیّل رها» به شمار می­روند. شاید «تخیّل رها» نام دیگری برای شعر ناب یا موج نو باشد که آثار احمدرضا را به آنها منسوب کرده­اند یا او را بانی­اش می­دانند. تعریف من از تخیّل رها، آزاد گذاشتن خویشتنِ شاعرانه­ای است که در لحظه، تصویرهایی می­بیند؛ تصویرهایی بکر و اصیل، که شاید پراکنده شاید منسجم باشند. سنگینیِ این نوشته، روی توضیحم دربارۀ همین وصف متمرکز شده است... 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 17:34 توسط مصطفی پورنجاتی |

 

واژه پردازان فرزانه برگزار مي كند:



دوره نويسندگي خلاق

راهكارهايي براي:

* رفع بي ميلي به نوشتن

* كاهش محسوس دشواري در كار نوشتن

* كشف ايده ها، طرح ها و تصاوير تازه

* آمادگي ورود به رشته هاي تخصصي نويسندگي (شعر، داستان، مقاله، طنز، فيلمنامه و...)

*بهبود متن ها از نظر خطاهاي ويرايشي

* افزايش سرعت نوشتن

با استفاده از يافته هاي روانشناسان، متخصصان مغز و اعصاب و نويسندگان

با تدريس: ‌مصطفي پورنجاتي

88955820- 021

دوره، از هفته دوم تير ماه 90 آغاز مي شود

 

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 12:41 توسط مصطفی پورنجاتی |



ثروتمند به دنیا آمدیم

خدا

پدری دوراندیش بود

که گنج­ها را برایمان دفن کرده بود

                   زیر خاک

                   یا در خمرۀ قدیمی این سر

حالا نمی­دانم چرا باید در تمام ماه­های سال

اول صبح­ها

روزهایمان را یکی­یکی تا بزنیم

به راننده­تاکسی یا نانوا بدهیم

و نمی­دانم چرا خورشید

این­جور بشقاب­بشقاب

دارد دست­به­دست می­چرخد

اشرفی­ها و یاقوت­ها

                   در خاک بودند

                   و در خمرۀ قدیمی این سر

حالا ما مجبوریم سکه­های قُر­ شده به کولی­ها بدهیم

تا برایمان اسفند دود کنند

          که مغزهایمان را در میهمانی باشکوه یورو چشم نزنند

نمی­دانم چرا این­جور ثروتم، روزهایم

                   ورقه­ورقه شد

                   ـ مثل کتاب­هایم ـ

          و روی زمین پهن شد جای سفرۀ شام و ناهار

من که پولدار به دنیا آمده بودم

روزهایم با آن­همه طلای آسمانی آغاز می­شد

                                      یا می­توانست آغاز شود

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 13:44 توسط مصطفی پورنجاتی |

میز نویسندگی (۱)

 

چقدر از نوشتن لذت می بریم؟ آیا هنگام نوشتن، حسی خوشایند داریم، یا مدام باید تجدید قوا کنیم و به خود استراحت دهیم؟ نتیجه نوشتن چیست؟ رضایت از تخلیه خود و نگارش آنچه در ذهن است، یا گرفتاری در تور ترس از قضاوت دیگران؟

 

از حدود هفت سال پیش که تدریس نویسندگی را آغاز کردم، همیشه شیوه هایی را جستجو می کردم که نوشتن را آسان تر کند و به نویسنده یا کسی که مشق نوشتن می کند، رضایت بیشتری ببخشد. در آغاز، به شکل کاملن تجربی و بنابر طرحی که ابداع خودم بود، دوره ای را آماده کردم. اما نتیجه، رضایت بخش نبود و گویا پشتوانه های کافی برای تغییر واقعی در طرز نوشتن افراد ایجاد نمی کرد. تغییر در طرز نوشتن که چه عرض کنم، حتی کمتر موفق می شد کسانی را که از کاغذ سفید وحشت دارند، سوق دهد به سمت نوشتن.

بعدها تصمیم گرفتم دیدگاه ابداعی خودم را رها کنم. دیدگاهی که به طور خلاصه، در پی این بود که هر فرد هر جور راحت است بنویسد و در قید و بند خاصی نباشد. اما ضعف آن دوره در نداشتن راهکار مشخص برای رسیدن به این هدف مهم بود!

روش دیگری که برای تدریس نویسندگی انتخاب کردم، همان روش معمول و رایج در کتابهای آموزش نویسندگی (و در واقع "نگارش") به زبان فارسی بود. شاید ملاحظه کرده باشید چنین کتابهایی را که فقط دستور صادر می کند برای چه نوشتن و توصیف می کند قالبهای نوشتن را بدون اینکه واقعن بتواند میلی پایدار و تغییری اساسی در زمینه نوشتن در ما پدید آورد. تدریس این متون نیز هیچ نتیجه دلچسبی نداشت.

تا اینکه با روش "نوشتن خلاق" آشنا شدم. خوشبختانه کتاب "نوشتن خلاق" اثر گابریل ال ریکو، نیز ترجمه شده بود. (بگذریم که این کتاب، برای نوقلمان و غیر اهل قلم، مناسب به نظر نمی رسد، و به ویژه چون ترجمه چندان ساده و روانی ندارد، استفاده از آن برای عموم مردم مشکل است). این کتاب، بزرگترین تغییر در شیوه تدریس نویسندگی را در من ایجاد کرد. به سرعت کتاب را تجزیه و تحلیل کردم و با استفاده از تجربه دوره های قبلی تدریسم، دوره ای را طراحی کردم متناسب با فرهنگ و ادبیات ایرانی خودمان. در طول شش دوره ای که این روش کاملن جدید را تدریس کرده ام، خدا را شکر، شیوه نوشتن همه شرکت کنندگان در دوره، واقعن تغییر کرده است و دو هدف اساسی که به همه قول داده بودیم، محقق شده است: ۱)زیباتر، ۲) ساده تر نوشتن.

شاید بپرسید: چرا و چگونه؟ زیرا این دوره با تکیه بر امکانات طبیعی و خداداد مغز انسان، راه هایی را در میان می گذارد که بدون اکراه و ترس و دشواری، همه بتوانند بنویسند و فراتر از آن، خلاق و هنری بنویسند.

استفاده از روش خوشه سازی غیر خطی، یکی از مهمترین تکنیک های این دوره است. در پست های بعدی، بیشتر توضیح می دهم.

شما چگونه می نویسید؟ هر وقت حال داشتید؟ هروقت چیزی به ذهنتان آمد؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 22:21 توسط مصطفی پورنجاتی |